X
تبلیغات
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساری
آب زنید راه را هین که نگار می رسد                          مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد


جشنواره تخم مرغ رنگی صبح روز پنج شنبه 22اسفند در مرکز شماره 2ساری برگزار شد.

در این جشنواره 50نفر از اعضای مرکز شرکت کردند .اعضا تخم مرغهای سفالی خود را

رنگ امیزی کردند وروی سفره هفت سین کنار سبزه هایی که خودشان درست کرده بودند،

چیدند.سپس اعضا به همراه مربیان دور سفره هفت سین ایستادند وبا هم دعای تحویل

سال را خواندند.در پایان با شیرینی وشکلات ازعضا پذیرایی شد.


http://padraman.persiangig.com/0.jpg

http://padraman.persiangig.com/03.jpg

http://padraman.persiangig.com/0004.jpg

http://padraman.persiangig.com/0001.jpg

http://padraman.persiangig.com/006.jpg




تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 | 14:40 | نویسنده : مربیان ساری2 |
نام داستان: مترسک مزرعه ی ما

 

بلند بود. دستهایش خشک بود.نگاهم می کرد ولی جوابم نمی داد. همیشه می گفتم: ((خدایا به مترسک مزرعه ی خونمون جون بده)). ولی رویای کودکانه ام به واقعیت نمی رسید.گریه می کردم ولی...

می خندید.یک لبخند زیبا. با گنجشک کوچکی که پدرش او را برای اینکه بترسد، انجا گذاشته بود دوست شده بود.

دیروز صبح به سمت مزرعه دویدم. اما گنجشک نبود. پدر او را با تیر تکه تکه کرد. به مادر می گفت پرندگان از او نمی ترسند.در مزرعه دویدم.گریه می کردم.گنجشک کوچک  زیر پای مترسک ،بی جان افتاده بود.

امروز، پدر مترسک بداخلاق و زشتی را در مزرعه گذاشت .نه می خندید و نه نگاهم می کرد.دیگر گنجشک ها نبودندو اواز نمی خواندند.امشب در خانه کنار کنار شومینه نشسته بودم و تکه های مترسک را می دیدم که در ان می سوخت . اما مترسک لبخند می زد.

 

فائقه روشن نژاد مودب - متولد 87



تاريخ : شنبه هفدهم اسفند 1392 | 13:2 | نویسنده : مربیان ساری2 |
بچه ها کفشهایشان را از پایشان در آوردن ابتدا داستانی تعریف شده ازکتاب کانون بود  (مادر خسته نباشید)هر شخصیتی که مربی در باره آن حرف میزد بچه ها روی میز میآمدن ودیالوگ شون میگفتن داستان ساده وروان برای بچه ها بود بعد از پایان داستان داستانی به سلیقه خودشون اجرا کردن .بعضی ها تمایل نداشتن که در دور اول کار کنند داوطلب بازی شدن ونمایشی کوتاه براساس آنچه با هم به توافق رسیدن  اجرا کردن 


http://padraman.persiangig.com/003.jpg


سپس در دو گروه تقسیم شدن وداستانی متفاوت وشخصیت های مادرو پدر و بچه ها  اجرا کردن 


http://padraman.persiangig.com/004.jpg




http://padraman.persiangig.com/006.jpg

http://padraman.persiangig.com/005.jpg

در پایان نمایش نقاشی با داستان دلخواه نقاشی کردن انجام دادن .











تاريخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392 | 14:43 | نویسنده : مربیان ساری2 |

روز 22 بهمن 57 نیز روز نجات ملت ایران از چنگال طاغوتیان زمان، روز آشکار شدن نعمت بزرگ

الهی;  یعنی، استقلال و آزادی بود.

این مسلم است که هر ملتی تا از وابستگی ها نجات پیدا نکند و از چنگال اسارت و استثمار

آزاد نشود،نمی تواند نبوغ و استعداد خود را آشکار سازد و در راه «الله » که راه مبارزه با هر

گونه شرک و ظلم و بیدادگری است، گام نهد.

یادآوری 22 بهمن

یادآوری یوم الله 22 بهمن; یعنی، یادآوری رشادت ها و فداکاری ها و شهادت طلبی های

ملتی منسجم و خداجوی و پیرو ولایت و رهبری که با ایثار خون خود ثابت کرد که «خون بر

شمشیر  وحق بر باطل پیروز است.» یادآوری 22 بهمن; یعنی، یادآوری تجلی حکومت الله

در روی زمین، روزی که برنده ترین سلاح معنوی; یعنی، ایمان، پیروزی آفرید.

روزی که کلمه توحید در وحدت کلمه به دست آمد و در نتیجه اعتصام به «حبل الله » رژیم

ستمشاهی دوهزار و پانصد ساله طاغوتیان به زباله دانی تاریخ سپرده شد و ثابت کرد

آوای «الله اکبر» از رگبار «مسلسل » قوی تر و نیرومندتر است.

22 بهمن به ما آموخت که در مبارزه با دشمنان اسلام، فقط باید برخدا تکیه داشت گرچه

دست از سلاح تهی باشد. و وابستگی به شرق و غرب هرچندبه سلاح های مدرن مجهز

باشند، در برابر نیروی هماهنگ مردمی که با سلاح ایمان مبارزه می کنند، بی اثر است.


در سالروز حماسه بزرگ ایران 22بهمن ماه کادر مربیان مرکز شماره 2 ساری همه تلاش

خود را به کار بستند تا سهم کوچکی در بزرگداشت این روز ایفا کنند.

با حضور در راهپیمایی یوم الله 22بهمن و برپایی ایستگاه نقاشی وقران بخوان جایزه بگیر

 در میدان ساعت ساری ،شاهد هنرنمایی کودکان و نوجوانان حاضر در راهپیمایی بودیم.

قابل ذکر است که این ایستگاه باحضور مراکز شماره1و2و3ساری ،سازمان هلال احمر ،

بهزیستی وسازمان تبلیغات شهرستان ساری دایرشد.


http://padraman.persiangig.com/222.jpg


http://padraman.persiangig.com/221.jpg


http://padraman.persiangig.com/224.jpg


http://padraman.persiangig.com/225.jpg


http://padraman.persiangig.com/226.jpg


http://padraman.persiangig.com/230.jpg


http://padraman.persiangig.com/229.jpg


http://padraman.persiangig.com/228.jpg





تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 | 9:41 | نویسنده : مربیان ساری2 |
 نقاشی پرستو جعفری 10 ساله با موضوع دوستان من

http://padraman.persiangig.com/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%20.jpg


نقاشی شایان شاه بایی 9ساله اسم نقاشی اش خانه ای در زمین است

http://padraman.persiangig.com/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg



این نقاشی ضحی شجاعی 6 ساله (دختری پشت پنجره )

http://padraman.persiangig.com/%D8%B6%D8%AD%DB%8C%20.jpg



این نقاشی پرستو جعفری 10 ساله با موضوع دوستان من

http://padraman.persiangig.com/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%20.jpg



این نقاشی ارنیکا  راءی 8ساله

http://padraman.persiangig.com/%D8%A7%D8%B1%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7.jpg



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 | 14:49 | نویسنده : مربیان ساری2 |

نقاشی شایان شاه بایی 9ساله اسم نقاشی اش خانه ای در زمین است

http://padraman.persiangig.com/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg



این نقاشی ضحی شجاعی 6 ساله (دختری پشت پنجره )

http://padraman.persiangig.com/%D8%B6%D8%AD%DB%8C%20.jpg



این نقاشی پرستو جعفری 10 ساله با موضوع دوستان من

http://padraman.persiangig.com/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%20.jpg



این نقاشی ارنیکا  راءی 8ساله 

http://padraman.persiangig.com/%D8%A7%D8%B1%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7.jpg







تاريخ : دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 | 14:38 | نویسنده : مربیان ساری2 |


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّاباً 


روز هجران و شب فرقت یار آخر شد/ زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد


آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود/ عاقبت در قدم باد بهار آخر شد


شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل /نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد


صبح امید که بد مُعتکف پرده غیب / گو برون آی که کار شب تار آخر شد


آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل / همه در سایه گیسوی نگار آخر شد


باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز /  قصه غصّه که در دولت یار آخر شد


ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد / که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد




تاريخ : یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 | 13:47 | نویسنده : مربیان ساری2 |

ریحانه خواهرم است.

 

 

ریحانه برای من بستنی

بستنی روی دهان من شیرینی

ریحانه با من بازی

ریحانه با من دعوا

ریحانه ، خواهر بزرگم

نیستیم باهم تنها

 

محمدامین نوربخش-7ساله



تاريخ : شنبه دوازدهم بهمن 1392 | 14:57 | نویسنده : مربیان ساری2 |

به نام خدا

در یک سرزمینی که اسمش یادم رفت،جادوگری بود که از دست همه ناراضی بود.چون کسی به حرفهای او گوش نمی داد و اونو قبول نداشت. تا اینکه یک پسر بچه ی شیطون ازکنار خانه ی او رد شد. که جادوی جادوگر گرفت و اونو به یک خاک انداز تبدیل کرد.

چند روز گذشت اما کسی نتوانست او را پیدا کند. دوستˏ پسرک ˏخاک انداز  ، که خیلی جون جونی بودند. از محدوده ی خانه ی جادوگر می گذشت . جادوگر او را دید و او را هم به جارو تبدیل کرد.جارو و خاک انداز که به هم رسیدند. اول خوشحال شدند اما درواقع ترسیده بودند.آنها فکری کردند.

وقتی جادوگر از کنار  جارو رد می شد. جارو خودش را انداخت.جادوگر افتاد.چوب سحرآمیز به زمین پرت شد و طلسم های نزدیک جادوگر برگشت.البته طلسم هایی که نزدیک چوب سحر امیز بودند.

این دو دوستˏ شیطون ، به سمت خانه شان دویدند.

 

شایان شاه بایی 9ساله



تاريخ : شنبه پنجم بهمن 1392 | 13:27 | نویسنده : مربیان ساری2 |

تولد نی نی بود                          همه هدیه آوردند

نی نی کیکو بریده                       همه کیکارو خوردن

                                **

عمه خانم خریده                       عروسک قشنگی

مامان بزرگ گرفته                      لباس رنگارنگی

                                **

دوخته مامان،دامنی                    قشنگ و ناز و خوشگل

نی نی که دامنو دید                   خوشحال شد از ته دل

                                **

نی نی شمع هارو فوت کرد          همه براش دست زدن

انگشتشو تو کیک کرد                 از نی نی عکس گرفتن



http://padraman.persiangig.com/1_1_cake_5.jpg


سیده مارال هاشمی - 10ساله



تاريخ : شنبه بیست و هشتم دی 1392 | 14:24 | نویسنده : مربیان ساری2 |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.