http://padraman.persiangig.com/sa4.jpg

 

http://padraman.persiangig.com/sa2.jpg

 

http://padraman.persiangig.com/sa3.jpg

http://padraman.persiangig.com/sa1.jpg



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 14:22 | نویسنده : مربیان ساری2 |
قرآن کریم: : و لَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لََهُدِّمَت صَوامِعُ و بِيَعٌ و صَلَواتٌ و مَساجِدُ يُذكَرُ فيهَا اسمُ اللَّهِ كَثيراً

 

اگر خدا بعضي از مردم را با بعض ديگر دفع نمي كرد ، صومعه‏ها و كليساها و كنيسه‏ها و مساجدي كه نام خدا در آنها بسيار برده مي‏شود ، سخت ويران مي‏شد

                                                                                                  سوره حجّ ، آيه ۴۰ .



تاريخ : دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 | 13:5 | نویسنده : مربیان ساری2 |
 روز سه شنبه در مرکز شماره 2ساری جشنواره غذا برگزار شد.هدف اصلی از برگزاری این جشنواره ،

آشنایی  با غذاهای محلی وتعامل بین اعضا بود.

در این جشنواره 45 نفر اغز اعضای کودک مرکز شرکت داشتند ،اعضا غذاهایی را که با کمک مادران خود

درست کرده بودند،با دوستانشان خوردند.

http://padraman.persiangig.com/1111%20039.jpg

 

http://padraman.persiangig.com/1111%20050.jpg

 

 http://padraman.persiangig.com/1111%20058.jpg

 

 http://padraman.persiangig.com/1111%20063.jpg

 

 



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد 1393 | 9:56 | نویسنده : مربیان ساری2 |
مرحله استانی جشنواره ی مجسمه های شنی روز یک شنبه 93/05/26در ساحل زیبای سیترا ،

در شهرستان نوشهر برگزار شد.دراین مرحله از جشنواره ،برگزیدکان مرحله اول با هم به رقابت پرداختند.

اعضای شماره 2ساری نیز در این جشنواره حضور داشتند.مجسمه های ساخته شده توسط اعضا

در معرض نمایش قرار گرفت .در پایان با اهدا جایزه وتقدیر نامه به همه ی گروههای شرکت کننده

در جشنواره ،از انان قدردانی شد.

 

http://padraman.persiangig.com/j17.jpg

http://padraman.persiangig.com/j12.jpg

http://padraman.persiangig.com/j13.jpg

http://padraman.persiangig.com/j15.jpg



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 12:32 | نویسنده : مربیان ساری2 |
پرنده ای در قفس

تنها بود و بی نفس

توی کشور عراقی

فقط او موند باقی

پدرم مگه گناه کرد

از حریمش دفاع کرد

جوونی رو فدا کرد

تا از خاکش دفاع کرد

سه سال،پرستوی ما

افتاده بود تو صحرا

کسی نبود ناجیش

کسی نداد یاری اش

فقط خدا یارش بود

مونس و همراهش بود

توکلش بر خدا

در هر دهر و هر کجا

صدام حسین بد بخت

آزاد کردش در این وقت

بیست و ششم مرداد

سالروز ازادگان

مبارک باد مبارک

برای ایرانیان

 

 

 

                                                       مهدیه اعتمادیان- متولد 83

                                                             عضو کارگاه ادبی



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 | 11:42 | نویسنده : مربیان ساری2 |

جشنواره غذا برای اعضای دختر صبح روز سه شنبه در این مرکز برگزار می شود .

http://padraman.persiangig.com/okkkk.jpg



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 | 11:28 | نویسنده : مربیان ساری2 |
نمایش عروسکی تریلی سیار عصر روز پنجشنبه در پارک قائم ساری با حضور اعضای مرکز

شماره 2 ساری اجرا شد .

 

http://padraman.persiangig.com/IMG_1933.jpg

http://padraman.persiangig.com/IMG_1951.jpg

http://padraman.persiangig.com/IMG_1941.jpg

http://padraman.persiangig.com/%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%84%DB%8C.jpg

 



تاريخ : شنبه هجدهم مرداد 1393 | 13:50 | نویسنده : مربیان ساری2 |
دو گروه 5 نفره  از اعضای نوجوان فعال ( دختر ) این مرکز در جشنواره نشریه نگاری رضوی

شرکت کردند .

همچنین اعضای دیگر این مرکز نیز در بخش های : عکاسی رضوی ، قصه گویی رضوی ،

نقاشی رضوی و ... شرکت کردند .

 

http://padraman.persiangig.com/DSC_0558.jpg

http://padraman.persiangig.com/DSC_0559.jpg



تاريخ : شنبه هجدهم مرداد 1393 | 10:1 | نویسنده : مربیان ساری2 |
مرحله مقدماتی جشنواره مجسمه های شنی  ، صبح روز دوشنبه  در ساحل دریا برگزار شد .

در این جشنواره 2 گروه « آسمان » و « نور »  از اعضای فعال این مرکز شرکت کردند و طرح

انتخابی خود را در غالب مجسمه ی شنی ساختند .

http://padraman.persiangig.com/DSC_0180.jpg

http://padraman.persiangig.com/DSC_0249.jpg

http://padraman.persiangig.com/DSC_0277.jpg

http://padraman.persiangig.com/DSC_0521.jpg

 



تاريخ : شنبه هجدهم مرداد 1393 | 9:38 | نویسنده : مربیان ساری2 |

مجموعه ترس ولرز

دختری که دائم جیغ می کشید"وای,هیولا"

نوشته:آر.ال.استاین

ترجمه:شهره نورصالحی

لوسی به قدری ازهیولا ها قصه ساخته وبرای دوستان وخانواده اش تعریف کرده بود

که دیگر کس حوصله ی شنیدن قصه هایش رانداشت.یکی ازشکایات والدینش ازلوسی,

ترساندن رندی برادرکوچکترش بوداوهمیشه با داستانهای ترسناک خیالی که برای رندی

تعریف می کرد باعث ترس ووحشتش می شد تا اینکه:

یک روز خودش بطوراتفاقی گرفتاریک هیولای واقعی به اسم آقای کتابدارمی شودوازآنجایی

که لوسی با داستانهای ساختگیش کاری کرده بودکه دیگرهمه اورابه چشم یک دروغگوی

خیال پرداز میشناختند درنتیجه حالاهیچکس حرفهای اوراباور نداشت

یک روز لوسی برای اسباط حرفش به یکی ازدوستانش به نام آرون ,جلوی خانه ی هیولارفته

وازپنجره ی بزرگ خانه مشغول دیدزدن داخل خانه بودکه ناگهان هیولا بافاصله ی چندسانتیمتر

جلوی صورت اوظاهرشد هیولابرای خوردن لوسی تمام تلاشش راکرد اما لوسی بازرنگی تمام

کارتهای کتابخانه رابهم ریخت وباپرت کردن حواس هیولای کتابدارتوانست از مهلکه جان سالم

به درببرد.

آرون که شاهدکل ماجراازنزدیک بود همه چیزرابرای همه تعریف کردوالدین لوسی باشنیدن ماجرا

تصمیم گرفتند هیولارابرای شام به خانه دعوت کنندهیولا وقتی واردخانه ی آنها شداز او با چای

سردپذیرایی کردند هیولا از آنهاپرسیدبرای شام چه دارید؟ والدین لوسی باهم جواب دادند:تورا

بعددریک چشم برهم زدن اورابادندانهای نیششان بلعیدند......

لوسی ورندی هم تاچندسال دیگر به جمع هیولاها خواهندپیوست....

شکیبا ابراهیم پور

اول دبیرستان



تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 12:41 | نویسنده : مربیان ساری2 |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.